تبلیغات
حرف دلم با پسر فاطمه - حرم آباد می کنیم ...

حرم آباد می کنیم ...

گرد و غبار غم زده خیمه به سینه ام
من زائر قبور خراب مدینه ام

آن جا که گریه ها همه خاموش و بی صداست
هر کس بمیرد از غم آن سرزمین رواست

آن جا که بغض سینه گلو گیر می شود
حتی جوان ز غربت آن پیر می شود

خاکش همیشه سرخ و هوایش غباری است
از گریه های فاطمه آیینه کاری است

اهل مدینه باب عداوت گشوده اند
بر اهل بیت ظلم فراوان نموده اند

هر کس دم از علی زده تخریب می شود
صدیقۀ مطهره تکذیب می شود

دنبال بی کس اند  که تنهاترش کنند
صیاد بلبل اند که خونین پرش کنند

از نسل هیزمند و به آتش علاقه مند
تفریح شان تمسخر هر نالۀ بلند

در خواب هم نشان حیا را ندیده اند
نیروی خویش را به رخ زن کشیده اند

"اللـہم عجـل لولیـک الفرج ..."

حرف دلم با پسر فاطمه